خواجه نصير الدين الطوسي

212

تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )

نكرده‌اند . و مبلغ « 1 » پانصد مثقال از آن بالشى مىخوانند . و در هندوستان تنگه . و بعضى خالص رها كرده‌اند غير مغشوش . چون زرهاء مغربى و بعضى مغشوش كرده ، و منقوش . و مواضعى كه در تركستان است از معادن زر ، و آنجا آبهاء بزرگى « 2 » مىرود ، پوستهاء گوسفند را « 3 » در سنگهاء بزرگ « 4 » مىبندند ، و بدان آب فرومىگذارند ، ذرّات زر در پشمهاء آن پوست مىگيرد . بدين‌طريق زر بسيار حاصل مىكنند « 5 » . « و بعضى ريگها را كه در ميان آبها باشد مىشورند . و زرها « 6 » از آن برون مىكنند « 7 » » . و در بعضى مواضع ( از ) زمين عجم بواسطهء زيبق حاصل مىكنند . خاك را آس مىكنند . و در بعضى از بلاد مىروند و از جوى تا دانگى « 8 » مىيابند . و زر ثقيل‌ترين جملهء انواع فلزّات است . و بهترين جملهء انواع جواهر ( بود . و ) اگر گوگرد بر زر گداخته اندازند « 9 » نرم شود . و لونش زيادت . و زرى كه از كيميا « 10 » سازند ، از خلاص برون نيايد . و بحقيقت زر نباشد ، بلكه ماناى « 11 » زر باشد . اگرچه كيمياگران طرفى « 12 »

--> ( 1 ) - كلمهء ( مبلغ ) تنها در - ع - است ( 2 ) - م : بزرگ ( 3 ) - ع : گوسفندان ( 4 ) - ع : بزرگى ( 5 ) - ع : مىكند ( 6 ) - ج ، ن : و زر ( 7 ) - در - م - نيست ( 8 ) - ع : از معادن از جوى تا دانگى سنگ - ن ، ج : و از جو تا دانگ ( 9 ) - ع : طرح كنند ( 10 ) - ع : كه بصنعت ( 11 ) - ع : بلكه مانند ( 12 ) - ع : طرقى .